عقیقم

خوبین؟؟؟؟؟؟اومدم بگم زندم!شما چطورین؟؟؟؟؟راستشو بخواین میخواستم چند

وقتی نیام وبلاگ خودمم دلیلشو نمیدونم!!!!!ولی به هر حال مهم نیست امروز دیگه

تصمیم گرفتم بیام و وآپ کنم!راستی بچه ها من عاشق این جملم!

نزدیکی در فاصله نیست در اندیشه است و تو اکنون مهمان اندیشه منی

قشنگ بود نه؟

واما سوال امروز:شما غرورو در چه چیزی میبنین؟؟؟؟

به قول مریم:حتما به پرسشم پاسخ بدین!!!!!!!!

تا آپ بعدی خدا نگهدار
 

 


+ عقیق |

عقیقم

 خوبین؟چی کار میکنین با گرما؟من که دارم میمیرمالبته خیلی خوبه برای

آفتاب

گرفتنخداروشکر کمی تا حدودی حالم بهتره     فکر کنم به خاطر

دعاهاتون بودراستی بچه ها چند وقت پیش یه ایده ایی به نظرم

رسید که میخوام بعد نظر بدین خوبه یانه!

ایدم اینه که هر شنبه زندگی نامه یکی از موسیقی دان هارو بذاریم و اگر شما هم

خواستین میتونین برام هر

سری زندگی نامه یکشون رو بفرستین چه با نظر خصوصی چه با ایمیل فرقی هم

نداره ایرانی باشه یا نباشه

خیلی به نظر خودم ایده جالبی نظر شما چیه ؟حتما حتما بگین بهم تاشنبه دیگه  حالا یه ایده دیگه هم هست که اینو هانی دادهایدش اینه که:توی هر آپ یه

سوال با حال ازتون

میپرسیم و شما هم نظر خودتون میگین و جواب میدین!من خودم این ایده رو خیلی

خیلی دوست دارم ! وباز شما ها میتونین سوالای جالب و باحالی که به

ذهنتون میرسه

برام یا ایمل کنین یا نظر خصوصی بذارینحتما بفرستینا!نفرستین ناراحت می

شم! وحتما حتما نظرتون رو راجب این ایده  ها بدین چون نظر شما خیلی  مهم

خوب سوال امروز اینه که:تاحالا کسی دلتون وشکسته؟چی کار کردین؟

بچه ها یادتون نره ها جواب سوال و حتما حتما حتما بدین و نظرتون رو راجب ایده ها

بگین و میدونین که دوستتون دارم نظر یادتون نره چون نظرتون مهم تا آپ بعدی بدرود






+ عقیق |

عقیقم

درود     خوبین عزیزای من؟امروز احساس عجیبی دارم یعنی از دیشب که

بارون

اومد این

احساس درونم هست و هنوزم نرفته نمیدونم چیه!احساس دل تنگی؟!سردرگمی؟!

همیشه عاطفه میگه باید با واقعیات روبرو شیم ولی نمیدونم چرا این بار نمیتونم

با واقعیت روبرو شم واین واقعیت رو هضم کنم!!!خیلی وقته اینجوریم!شاید نزدیک

به یک سالی هست که دارم از واقعیت فرار میکنم !بعضی از واقعیت ها واقعا

تلخن!من اصلا دختری نیستم که نخوام حقیقت رو باور کنم ولی فقط همین یک بار

برام واقعا سخته!واقعا سخت!روزهای سختی رو دارم میگذرونم واقعا نا امید شدم

همیشه از این روز میترسیدم و همیشه هم میدونستم روزی این روز میرسه که

من باید با این واقعیت روبه رو بشم ولی همیشه سعی میکردم زیاد  این فکر های

منفی رو تو سرم راه ندم!برام واقعا دعا کنین واقعا به دعاهاتون احتیاج دارم!


سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه

هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا



فراموشی به این اسونیا نیست

 

امید من دلم از تو جدا نیست

 

میخوام تو یاد من عشقت بمیره

 

ولی از قلب من مهرت رها نیست

 

دارم اتیش میگیرم از جدایی

 

ولی هیشکی به فکر قلب ما نیست

 

همه دنیا میدونن این حدیثو

 

که آرامش برای عاشقا نیست


تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

 در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد


فقط در لحظه های دیدار و جدایی می توان به عظمت عشق نهفته در سینه پی برد


خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.



برام خیلی دعا کنین بدرود

+ عقیق |


عقیقم


امروز شنبه است،یک روز برای شروع یا یک روز مثل تمام روزهای دیگه

اما برای ما نه مثل روزهای دیگه است نه به معنی شروع تازه!

یه روز گرم معمولی از اخبار تلویزیون شنیدیم که:

حادثه عجیبی دوباره کلی از مردم کشورمون رو قربانی خودش کرده.

اما همه چیز فرق میکنه وقتی میفهمی یکی از عزیزان تو هم بخشی از

این تراژدیه.واقعانارحتی از شنیدن یک اتفاق غم انگیز خیلی متفاوته

از تاثر و بهت عجیبی که قلبتو فشار میده وقتی ناگهان جزئی از اون ماجرا

می شی.


عبدی یمینی رو به عنوان آهنگ ساز و نوازنده ای خارق العاده می شناسند


عبدی یمینی


وزندگی نامه او به لطف بسیاری از دوستان به خوبی منتشر شده است.

ولی دردی چنین عظیم را چه به التیام با بازی کلمات زیبا!؟

عبدی هرگز پشت پیانو خودش بر نمیگرد تا با هرنت یک دنیا عشق بنوازه!

نمی شه  برای نبودنش سوگواری کنیم وقتی میدونیم این چیزی نیست

که عبدی رو خوش حال کنه.نمی شه اما فراموش کرد که چه لبخندی

داشت همیشه وبی تظاهر.با این حال تعداد کمی هستند که عبدی رو

دیدند وقتی حین نواختن اشکش رو پنهان میکرد.

تنها به قولی از شهریار قنبری اکتفا میکنم که گفت:((عبدی علی رغم بی

میلی پدرش همه زندگی اش را وقف موسیقی کرده بود اما وقتی پس از

درگذشت اوبه خواهرش تلفن کردم خواهرش گفت:حتی یک نفر از دوستان

وهمکاران عبدی برای تسلیت با ما تماس نگرفته اند وآن را یک تراژدی

ایرانی دیگر نامید همانند مراسم خاکسپاری واروژان!اگر هم هنوز مادرش

دفتری از شعر رااز دوری او پر میکند ،عبدی دور نیست!

غم انگیز تر از این که بقایای اجساد تمام قربانیان آن سهل انگاری،کشتار یا

هرچه میتوان نامید در تمام قطعه 211 بهشت زهرا پراکنده است!

به هرکس قطعه استخوان سوخته ای کمتر از کف دست برای تدفین داده

شد که این خبر هرگز انتشار نیافت.

با هر ترانه ای که از او مانده عبدی ققنوس وار از خاکستر متولد می شود.

((تقدیم به مادر سوگوارش))

دایی عبدی عزیز روحت شاد و یادت گرامی!


+ عقیق |

امروز تولد خواهرم عاطفه جونم تولدت مبارک عشق زندگیم

نایت اسکین

بچه ها از خودتون پذیرایی کنین تولد خواهرم ها!!!!!!!!     

http://pixpatogh.com/image_gallery/10.png


غذا ها و نوشیدنی های خوشمزه !


یکم نوشیدنی هم بخورین

خیلی خوش حالم!

بچه ها میخوام برای عاطفه چند تا جمله بزارم



هر روز برایت رویایی باشد در دست
نه دوردست
عشقی باشد در دل
نه در سر
و دلیلی باشد برای زندگی
نه روز مره گی
تولدت مبارک

امروز روز توست…..روز میلادت

دنیا تبسم کرده است امروز با یادت


امروز بی شک اسمان ابی ترین ابیست

چرخ و فلک همچون دلم درگیر بی تابیست

.


امروز تولد توست و بهترین زمانی که خدا میخواست مرا با هدیه ای شاد کند.آری درست است این هدیه قبل قبل از وجود خودم از آسمان آمده ولی مهم این است که از آن دل من بوده.تولدت مبارک…

خواهری بازم بهت تولد قشنگت و تبریک میگم

حالا می خوام بهت کادو بدممممم


خوب میدونم که منتظر کیکی

ولی نمیدونم چرا نمی شه عکسش و بذارم   

مهم اینه که کیک واقعیش و خوردی





امیدوارم خواهری تولد 100 سالگیت رو جشن بگیرم!

راستی  بچه ها برای یاد آوری بگم: هرکس توی هرکدوم از ماه های تابستون به دنیا اومده بیاد روزش رو اعلام کنه تا در آخرین روز همون ماه بهش توی وبلاگ تبریک بگیم.اول هم از دوستانی که توی ماه تیر به دنیا اومدن میخوام که بیان و اعلام کنن چه روزی به دنیا اومدن.توی شهریور یه نظرسنجی میذاریم تا ببینیم چند نفر با این کار موافقن و بعد اگه بیشتر از50 درصد موافق بودید این برنامه برای پاییز و زمستون و بهار و کلا همه ی فصل ها و ماه های سال انجام میدیم.(حالا شاید یه تغییرات کوچیکی هم توش ایجاد کنیم. تا آخر هفته اگه تغییری ایجاد شد بهتون میگم.)و یادتون نره که تا 25 تیر وقت دارید که روز تولدتون رو بگید( یا با نظرخصوصی یا ایمیل)

خوب دیگه من برم چون خیلی خیلی امروز خسته شدم پس یا دتون نره یا ایمل بدین و یا نظر خصوصی

تا اپ بعدی بدرود

+ عقیق |

عقیقم

درود دوستان خوبین؟امروز یه تولد داریم!میدونین تولد کیه؟نمیدونین؟خوب برین عنوان مطلبو نگاه کنین دیگه!!!!!!!!!!!بله امروز تولد یاسمن جونه!!!!!یاسمن جون تولدت مبارک عزیزم!!!امیدوارم همیشه شادو خوش حال باشی وبه تمام آرزو های قشنگت برسی!به علت دور بودنمون از یاسمن عزیز میخوام یه هدیه ای هم از طرف شما دوستای گلم وهم از طرف خودم  به یاسمن قشنگم تقدیم کنم!

صدای یک پرواز

فرود یک فرشته

آغاز یک معراج

و شروع یک زندگی

تولدت مبارک

......................................


سالروز زمینی شدنت مبارک  . .

....................................................

عزيزم روز تولدت را با آسماني پر از ستاره هاي چشمک زن

با دشتي پر از شقايق ها و با آرزوي موفقيت براي تو

به تو تبريک ميگويم . . . گل من تولدت مبارک

راستی از ونوس و مریخ چه خبر !؟

.............................................
واسه من جشن تولدت يه بهونه بود هميشه / که رو هديه بنويسم دلم از تو دور نميشه

عزيزم تولدت مبارک ، دوستت دارم . . .

...............................................

روز تولد انسانها در هيچ تقويمي يافت نميشود ، چرا که فقط

در قلب کساني است که به آنها عشق ميورزيم . . .

عزيزم تولدت مبارک . . .



....................................................

این جمله ها همه تقدیم یاسمن جون!

واما کیک تولد:

اینم یه کیک پیانویی برای تولد یاسمن جون


خوب اینم از کیک تولد امیدوارم هم یاسمن جون هم شما دوستای عزیزبهتون خوش گذشته باشه


و در آخر:     می سپارمت به خدا،خدایی که هیچ وقت نخواست تو را به من بسـپارد

بازم یاسمن جون تولدت مبارک!

بدرود   

+ عقیق |

عقیقم

درود بچه ها خوبین؟من که عالیم آخه امروز واقعا روز خیلی خیلی خوبی

بود برام!راستی بچه ها وبلاگم درست شدا همینجوری خود به خود اصلا

باورم نمیشه!!!!بابت این موضوع هم خیلی خوش حالم!!!!!!!خوب دیگه چه

خبر این چند وقت که نبودم خوش گذشت؟؟؟؟امشب میخوام براتو چندتا

جمله بذارم با یه سری عکس که خودم دیوونشونم


دردم این نیست که او عاشق نیست ! دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است ! دردم این است که با دیدن این سردی ها ، من چرا دل بستم ؟!

.............................................................................................................

آن هایی که بلند می خندد ، بی صدا گریه می کنند . . . . !

...............................................................................................................


خوب حالا میرم سراغ یک سری عکس خیلی جالب
 
عکسهای جالب و دیدنی روز دوشنبه 19 تیر 1391 ، www.irannaz.com
                                                             وای آخه من عاشقتم پیشی
 
عکسهای جالب و دیدنی روز دوشنبه 19 تیر 1391 ، www.irannaz.com
                                                                   زبونتو بکن تو بچه
 
عکس های جالب و دیدنی روز یکشنبه 18 تیر 1391 ، www.irannaz.com
                                                                    ای جونم
 
عکس های جالب و دیدنی روز یکشنبه 18 تیر 1391 ، www.irannaz.com
                                                                ای خدا!!!!!!!!!!!!!!

عکس های جالب و دیدنی روز ، www.irannaz.com

                                                       وای واقعا آدم محو این عکس می شه
 
عکس های جالب و دیدنی روز دوشنبه 12 تیر 1391 ، www.irannaz.com
                               وای چه  تیپی خدا!!!!!!!!!!
عکس های جالب و دیدنی روز دوشنبه 12 تیر 1391 ، www.irannaz.com
 آخه من چی بگم!؟؟؟؟؟؟؟؟
 
عکس های جالب و دیدنی روز شنبه 10 تیر 1391 ، www.irannaz.com
                                الهی من بگردم!!!!!!!!!!
...............................................................................................................
اینم از این!امیدوارم خوشتون اومده باشه نظر یادتون نره!تا پست بعدی

بدرود
+ عقیق |

عقیقم

درود دوستان!امروز اومدم راجب یه مطلب خیلی مهم باهاتون صحبت کنم!همونطور که

میدونین و میدونن خلیج فارس همیشه خلیج فارس بوده  و من مطمئنم که خواهد

بودولی عرب  های  عزیز  خلیج

فارس رو هم میخوان ازما بگیرن و اسمش رو بگذارن خلیج عربی،واین واقعا جای

تاسف داره!و ما نمیتونیم دست روی دست بگذاریم و ببینیم که خلیج فارسمون هم

ازمون بگیرن خواهشی که ازتون دارم اینه که برین توی این سایت و به خلیج فارس

رای بدین!

 http://www.persianorarabiangulf.com/index.php

دوستان هرچه سریع تر این کار و بکنین چون درصد رای برای خلیج فارس54/7درصد

وبرای خلیج عربی45/3درصد فاصله چندانی با ما ندارن پس عجله کنین!


بدرود



+ عقیق |

عقیقم

بچه ها خوبین؟خوش میگذره؟هنوز مشکل وبلاگم حل نشده!فکر کنم مشکل از مرور گرم!!!!!!!!!!!!!آخه نه

 وبلاگم و

 باز میکنه نه وبلاگ هایی که قبلا میرفتم !کلا عصابم و ریخته بهم!بچه ها من تا زمانی که این مشکل کامپیوترم

 حل

 نشه نمیتونم بهتون خبر بدم که آپم!پس خودتون سر بزنین!


میخوام براتون چند تا جمله بذارم خیلی وقت اصلا جمله نذاشتم!!!!!!!!!


لحظه های دوریت را با ساعت شنی شمردم ،تا حالا یک صحرا گذشته است.

........................................................................................................................................

خدایا! خورشید را به من قرض میدهی ؟ از تو که پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است...
.........................................................................................................................................
همیشه از خوبی ادما واسه خودت یه دیوار بساز و هربار که در حقت بدی کردن فقط یه اجر از روش بردار بی انصافیه بخوای دیوارو خراب کنی
...........................................................................................................................................
فکر کردن به گذشته مانند دویدن به دنبال باد است
.............................................................................................................
برای ارزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد.....
...............................................................................................................
امیدوارم خوشتون اومده باشه!راستی بچه ها جلسه اول موسیقیم فرداست!!!!!!!!!!
دیگه بیشتر از این وقتتون و نمیگیرم تا آپ بعدی بدرود
پ.ن اینم آدرس بلاگی که این جملات رو ازش برداشتم  http://jomalat.persianblog.ir/

+ عقیق |

عقیم

خوبید بچه ها؟من که خوب نیستم آخه یه مشکلی برای وبلاگم   پیش اومده!!!!!!!!!!!!مشکلش اینه که میتونم وارد میز کارم بشم ولی نمیتونم وارد خود بلاگم بشم:)))) چی کار کنم بچه ها!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟تا حالا برای شما هم اینجوری شده؟چی کار کردین؟؟؟؟؟؟؟؟این موضوع خیلی عصابم و خورده کرده!!!!!!!!ااز اینا بگذریم امروز بعد از ظهر با بابای یکی از دوستام(سارا)وخودشو مامانش رفتیم پارک کلی والیبال بازی کردیم تازه همین الان رسیدم خونه!!!!!!!خسته گی دارم میرم!دیروز هم که صبح پاشدم کارامو کردم آژانس گرفتم رفتم پیش مریم!(آخه از اینجا رفتن!)تا بعد از ظهر پیشش بودم بعد دوستمون سمانه اومد دونبالمون و رفتیم بیرون خلاصه خیلی خیلی خوش گذشت!!!!!!!!!!راستی بچه ها یه خبر خوب اگر خدا بخوادومثل این دو روز مهمون برامون نیاد یا کار پیش نیاد برمون می خوام برم کلاس موسیقی ثبت نام کنم!!!!!!!!!!!!!!!ولی بازم عصابم خورده برای وبلاگم!:(بچه ها تورو خدا اگر میدونین لطفا بیاین بهم بگین باید چی کار کنم!!!!!!!!ممنون از همتون تا آپ بعد بدرود

+ عقیق |

عقیقم!دارم از خسته گی میمیرم امروزز ظهر مامانم و بابام و عاطفه رفتن بیرون من

 حوصله نداشتم موندم خونه!خلاصه هیچی اتفاق سال افتاد من مثل یه دختر گل و

 خانم

 خونه و اتاقم و تمیز کردم!به افتخارم واقعا!البته خیلی خسته شدم!وقتی زنگ زدم به

 مامانم گفتم خونه رو تمیز کردم شکه شد!!!!!!!!آخه اصلا امکان نداره من تو خونه

 کاری بکنم مگر این که خیلی بی کار باشم دقیقا مثل امروز!خلاصه هیچی رفتم

 حمام واومدم هنوز

 نیومدن مامانم اینا خونه آخه این ساعتم ترافیکه!منم هم به شدت خستم وهم

 حوصلم سر رفته!گفتم بیام یکم بنویسم!!!!!!!راستی فرم عینکمم عوض کردم!انقدر

 با حال رنگش سیاه، و درشتم هست البته نه اونقدر درشت ولی خوب دیگه

 هروقت میزنم

 به چشمم عاطفه بهم میگه چشمون


 سیاه!!!!!!!!(چشمای خودم قهوهای ها)برای دور قاب   عینکم میگه ولی من خیلی

 دوستش دارم عینکمو!!!!!!زیادم چشمام ضعیف نیست فقط برای مطالعه و تلوزیون

 دیدن و پای کامپیوتر نشستن دکتر گفته حتما باید بزنم!

این روزا هم با یه سریال ماورالطبیعه من وعاطفه سرگرمیم خیلی دوست دارم این

 سریال رو اسم فیلمش سوپرنترال !کلا تا زمانی که کلاس ثبت نام کنم آدم بی

 کاریم و میشینم همش فیلم میبینم!به خدا انقدر این فیلمایی که میبینم روم تاثیر

 گذاشته!امروز صبح کابوس دیدم! از جام پاشدم برم بیرون با سر رفتم تو

 در!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

انقدر مامانم خندید!خوب دیگه خیلی زیاد نوشتم!من برم یکم موزیک گوش کنم تا آپ


 بعد بدرود



+ عقیق |

تبریک عرض میکنم واقعا بهتون!!خوب امروزم یه جشن داریم برای دوستاییمون که

 امروز به آزادی رسیدن و تعطیل شدن!خوب اول باید بهتون بگم شرمندم که بخش

 پذیراییمون یکم ضعیف دلیلش هم اینه که من بدبخت،من بیچاره،.......موزیلام خرابه و

 با سفری میام اینترنت و با سفری نمی شه عکس اپلود کردو کلا عکس گذاشت

به همین دلیل شما به بزرگواری خودتون ببخشید!خوب حالا دیگه چون امروز جشن

 میتونین صدای اسپیکراتون رو زیاد کنین و یکم با موزیک حال کنین تا منم برم چند تا

 چیز باحال براتون بیارم!

خوب بچه ها اینم برام مهسای عزیز فرستاده خیلی باحاله حتما بخونیدش


به نظـــر مــن باهـــوش تـــرین موجـــودات دنیا
جــــوش هـــا هستن
که دو روز قبل مـــی فــــمن ما دو روز بعد قـــراره بــــریم یه جـــای مهـــم

********
خدایا تصمیم باخودته ولی بهتر نبود پشه به جای خون چربیای اضافمونو می خورد؟!!

****************
داشتم به این فکر می کردم که ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !
یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله :))))))‬

***********
خداوندا !! چی دیدی در سوسک که به او بال دادی ؟؟ نه واقعا ؟؟ سواله برام .. در من ندیدی در سوسک دیدی؟!!!!
خو چرا با اعصابه من بازی میکنی؟ :|‬

****** 
به یارو میگن از اینکه زنتو عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ میگه:احساس گناه! میگن:چرا؟ میگه:آخه اسمش یادم رفته

.‬ ***************
انقدر كه ذرت مكزيكى توى ايران اشتغال زايى كرد، تو خود مكزيك نكرد !!‬ 

*********
منو از اینترنت ملی میترسونی؟ برو از خدا بترس . . . (بخشی از دیالوگ فیلم جدایی من از فیس بوک 

***********
وضع نت یه جوری شده که هفت هشت تا تب باز می کنی , بعد مثل سیخای کباب هی دونه دونه از اون اول تا آخر بهشون سر میزنی ببینی در چه وضعیه , لود شده یا نه !

*********
پاسخ منطقی اکثر پدرهای ایرانی درمقابل اجازه گرفتن فرزندانشان برای انجام کاری:1) اگر قبلا کسی آن کار را انجام نداده باشد: آخه کی تاحالا همچین غلطی کرده که تو میخوای بکنی؟2) اگر قبلا کسی آن کار را انجام داده باشد: حالا هرکی هر غلطی کرد تو هم باید بکنی؟

************* 
ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺳﻮﻧﺪﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﻣﺤﻮﻃﻪ ﻣﺎﭼﻢ ﮐﺮﺩ! ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﻢ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻪ ﻭﺭﻗﻤﻮ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ! ﻭﺍﻻ!! 

************ 
یارو میره سمعک بخره فروشنده میگه: همه جورشو داریم از هزار تومنی تا یک میلیون تومنی. طرف میپرسه: هزارتومنی اش چطوری کار می کنه؟ فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط مردم با دیدنش بلندتر حرف می زنن!!!

**************
عدم امنیت یعنی : توی یه توالت باشی که فاصله سنگ توالتش تا در بیش از 1 متر باشه ، درش قفل نداشته باشه و به بیرون باز بشه..!! 

************
یکی از حساس ترین لحظه ها توی امتحان اینه که: وقتی داری امتحان میدی بغل دستی هات دارن از ماشین حساب استفاده میکنن و تو نمیدونی واسه ی چی دارن از این ماشین حساب استفاده میکنن !!!

*********** 
اینایی که وقتی میخندن ، رو لپشون چاله درست میشه! کوفتشون شه...! خیلی با مزه میشن کثافطا ..! :) 

********** 
تو فیلم هندیه یارو پرواز که کرد هیچی! تنهایی زد یه گردانو کشت بازم هیچی! تا اخر سه تا پدر و شیش تا برادر هم پیدا کرد اونم هیچی! دیگه خب با سر قطع شده تو رودخونه شنا کردنتو من کجای دلم بزارم اخه؟!

************** !!‬ 
ناخوانا ترین نوشته روی بسته بندی مواد غذایی ایـرانی, تاریخ انـقـضاء و قیمتـشه !

************* 
شل کن عمو … درد نداره تلخ ترین دروغ تاریخ در تزریقات و پانسمان - دورانِ کودکی 

*********** 
خدايا چرا خشتک اين پنگوئن ها رو انقدر پايين آفريدي؟! نمي تونن راحت راه برن خب!!!‬

************ 
ﺣﺴﺮﺕ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﻮﻧﺪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﯾﻪ ﺟﻨﺲ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ"ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺯ کنيد"ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ....؛

************
شما یادتون نمیاد...وقتی معلم برای درس پرسیدن اسم بالایی یا پایینیمون رو میخوند، حس معجزه بهمون دست میداد. .‬؛

خیلی با حال بود!


خوب با مهمونی چطورین؟خوش میگذره؟

بابا چرا نشستین نه خدایی میتونی با این موزیک بشینی؟البته بگما معنی این شعر زیاد شاد


 نیست ولی ملودیش خیلی باحاله شما معنی شعرو نادیده بگیر یه امروزو

خوب دیگه بازم شما میتونی ادامه بدین به جشنتون ولی من دیگه باید برم!

امیدوارم که تا اینجاش بهتون خوش گذشته باشه!

تا آپ بعدی بدرود

+ عقیق |

عقیقم
و اما روز موعود فرارسید!!!!!!!!!!!!!!!
خوب صندلی داغمون از امروز شروع می شه و متاسفانه از بنده هم شروع می شه!اول بذارید یکم آشناتون کنم با این کارمون:شما میتونین توی صندلی داغ هر چند تایی که بخواین از ما سوال کنین و ما موظفیم به سوال های شما پاسخ  بدیم فقط دقت داشته باشید اگر صندلی داغ من هست از هانی سوال نپرسید!بعدم این صندلی داغی که ما میذاریم پست ثابته!یعنی در واقع 3تا پست ثابت!اولی برای من دومیی برای هانی و سومی یاسمن  این هفته پست صندلی داغ من رو میذاریم و هفته دییگه مال هانی رو!خوب امیدوارم که توضیحاتم راجبش کامل بوده باشه!
پس یادتون باشه هر چند تا سوالی که بخواین میتونین بپرسیمن!
دیگه بیشتر از این منتظرتون نمیذارم!
بدرود

+ عقیق |

عقیقم

امروز حوصلم راستشو بخواین خیلی سر رفته بود!وقتی درس هست یه چیزه وقتی هم نیست یه چیزه دیگه!!!!فقط منتظر اینم که سریع تر مامانم کارنامم و بگیره تا بتونم کلاسای مورد علاقم رو ثبت نام کنم!آخه مادر عزیز گرامیم گفتن کارنامتو میگرم اگر از نمره هات راضی بودم کلاس موسیقی ثبت نامت میکنم وگرنه شرمندتم!!!!!حالا خداروشکر که من امتحانای خردادم و خوب دادم!چون از ترم قبلم مامانم خیلی شاکی!واگر این ترمم رو هم خراب کنم دیگه فکر کنم باید با موسیقی خداحافظی کنم!!!!!!!!!البته مامانم میدونه چه قدر موسیقی رو دوست دارم و فکرنکنم همچین کاری باهام بکنه!ولی واقعا وقتی می شینم و باخودم فکر میکنم احساس میکنم موسیقی رو مثل هوا و اکسیزن میدونم!!!!!!!!!راستی میخوام امروز متن آهنگ این آخرین تلاشمه از ستار وبذارم من عاشق این آهنگم

این آخرین تلاشمه 
واسه بدست آوردنت 
باور کن این قلب و نرو
این التماس آخره
چقدر می خوای تو بشکنی
غرور این شکسته رو 
هر چی میخوای بگی بگو
اما نگو بهم برو
این دل و عاشقش نکن اگه منو
دوست نداری
راحت بگو اگه می خوای 
قلبه منو جا بذاری
دلم پر از شکایته 
اما صدام در نمیاد
می ترسم از دستم بری
کاری ازم بر نمیاد
این آخرین تلاشمه 
واسه بدست آوردنت 
باور کن این قلب و نرو
این التماس آخره
چقدر می خوای تو بشکنی
غرور این شکسته رو 
هر چی میخوای بگی بگو 
اما بهم نگو برو
***نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه....هر کی دلش جای دیگست عشق و بخواد ترک بکنه
نفس زدم از ته دل ..معصوم این قلب به خدا...نذار بشه محال واسش باور عشق آدما****
مرگ دلم پایه توآه
اگه ازش گذر کنی
لب تر کنی رفیقتم 
کافیه با ما سر کنی
مرگ دلم پایه توآه
اگه ازش گذر کنی
لب تر کنی رفیقتم 
کافیه با ما سر کنی
این دل و عاشقش نکن اگه منو
دوست نداری
راحت بگو اگه می خوای 
قلبه منو جا بذاری
دلم پر از شکایته 
اما صدام در نمیاد
می ترسم از دستم بری
کاری ازم بر نمیاد

خیلی خیلی خیلی این آهنگ و دوست دارم!

نظر شما چیه؟

خوب دیگه من باید برم تا آپ بعدی بدرود

+ عقیق |

عقیقم

و اما پایان سال تحصیلی فرا رسید و همینطور آزادی!!!!!!!

البته میدونم خیلی ازدوستامون 27 به بعد و یا تیر تعطیل می شن ولی خوب اشکالی

 نداره 28 هم شاید یه جشن دیگه برای دوستایی که 27 به بعد تعطیل می شن

 گرفتم!اما به شرط این که امروزهم بیانو باما جشن بگیرن!!!!!

خوب امروز قرار بترکونیما!!!!!!!!!

نا سلامتی جشن آخر ساله ها!!!!!!!! 

بفرمایید توروخدا از خودتون پذیرایی کنین!

راستی موزیک چجوریه؟؟؟؟؟؟خوبه؟من که عاشق این موزیکم!

بابا چرا نشستید!!!!!بیاد دیگه!!!!!!!

همه صدای اسپیکراشون رو بلند کنن!!!!!!

آره همینه

خوب تا شما دارین از موزیک لذت میبرید ،میزنید و میرقصید منم براتون چندتا از

 برنامه تابستون بچه ها رو میذارم


آسوکا:من میخوام برم کلاس شیمی و شیمی و شیمی و ریاضی و فیزیک و رقص و پیانو بسکتبال.

یاسی:منکه بعد امتحانام میریم مسافرت،بعدش اگه خدا بخواد و شماها برام کلی دعا کنین میرم کنسرت،بعدشم اسباب کشی داریم و خونمونو عوض میکنیم.بعدشم استراحت

نوا:من برای تابستون فقط یه برنامه دارم اونم اینه که میخوام برم کلاس پارکور شاید هم با خانواده رفتیم آنتالیا !!!!!!!!!!!!

خوب دیگه صدای  اسپیکراتون و بیارید کم کم پایین مردم آرامش میخوان حالا من یه

 چیزی گفتم شما چرا جو گیر شدیدن؟فرهنگ آپرتمان نشینی ندارید؟؟؟افرهنگ

 ویلا نشینی هم ندارین؟واقعا که

دیگه برید خونه هاتون خوش حال شدم دیدمتون!!!!!!!البته نمیدونم یه دو دقیقه

 وایسین فکر کنم هانی براتون برنامه داره!ولی باز جو گیر نشین صدای

 اسپیکراتون  و ببرید بالاها!!!!همینجوری آروم باشید آفرین!

خوب دیگه من برم البته بازم میام!شما هم بیاد سر بزنین چون از اونجایی که من

 خبر دارم هانی هم میخواد بیاد

پس فعلا من میرم امیدوارم که تو جشن کوچولو موچولومون  بهتون خوش گذشته

 باشه!

راستی بچه ها این متن


 خیلی خیلی قشنگ رو


 برام مهسا عزیز فرستاده



گستاح بودن آسان است. به تلاش نیازی ندارد و نشانه ضعف و ناامنی است. مهربانی بیانگر تأدیب نفس و عزت نفسی عظیم است. مهربان بودن در هنگام برخورد با افراد گستاخ آسان نیست. مهربانی خصیصه کسی است که کارهای فکری مثبت زیادی انجام داده و به بینش عمیقی از خود فهمی و عقل دست یافته است. مهربانی نشانه قدرت است نه ضعف.
....................................................................................................................................... 
 هانیم

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

اول از همه بگم که:توجه::بچه هامایه برنامه ای براوب داریم(صندلی داغ)آآآآآآآآآآآآخ سوختم هر هفته برای یکدوممون صندلی داغ میذاریم و شما هر سوالی که دوست دارین ازمون میپرسین و ما موظفیم جوابتو نو بدیم و اولیش هم با عقیق شروع می شه! بعدمی از3روز دیگه شروع میشه!

تابستونتون تبریک یاتسلیت(خودمم نفهمیدم بایدتبریک بگم یاتسلیت؟!؟!)آخه دوری ازبچه ها خیلییییییی سخته دوستای خوبی که یک سال تموموپیششون گذروندی وشادبودین(ودرضمن توسروکله هم می زدین)هیچ وقت اون لحظه آخروکه بابچه هاحلقه درست کردم وهرکدوم یه جمله خداحافظی تقدیم هم کردیم یادم نمیره وقتی خاطره های مدرسه رومرورمیکنم اون تیکه های بامزه ای که دنبال هم می دویدیم وتوسرکله هم می زدیم جفت پامثل پارازیت میفته توذهنم ومهساهم اون زیرخاطرات ذهنم زیرنویس(خفه شو-شعارمعروف مهسا-)رومیره

بابابی خیال غم وغصه به فکر۳ماه آزادیت باشچن تاجکم میگم که روحیتون عوض شه:

راستی قبلش یه چیزی بگم:بازی ایران وقطرودیدین؟حالم ازعربابهم می خوره

ولی می تونستیم گل بزنیم ها

وحالاجک ها:

عشق من ، از وقتی رفتی خونه تاریکه ، چراغ خونه خاموشه …
آخه بگو لامصب فیوز رو واسه چی بردی ؟

*************

*************

یکی میگفت : باید از کنار مشکلات زندگی

  با سرعت عبور کنی و بگی مییییگ میییییگ !!!


اما انگار نمی دونست مشکلات نشستن رومون

 و میگن : انگوررررررری ، انگوررررررری !

*************

*************

در یخچال ارتباط مستقیم با حال و روحیه آدم داره :


وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی


وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی


وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی


داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی


وقتی نمیدونی چته میری در یخچال و وا میکنی


اَصَن باز کردن الکی در یخچال یه حالی میده !!!

*************

*************

بهترین لحظه زمانیست که فکر میکنی فراموشت کردم


اما ناگهان اس ام اسی میرسه که فکر میکنی منم

 اما میبینی ایرانسل بوده !

*************

*************

همتون تنهایین...............همراه اول دروغ میگه...............ایرانسل

*************

*************

اگه کنترلت رو از دست دادی ، هیچ نگران نباش ، برو یکی دیگه بخر

*************

*************

گرگه در خونه بزبزقندی رو میزنه ؟


شنگول میگه : کیه ؟


گرگه میگه : منم آقا گرگه …


شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر

صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن …

*************

*************

یه ضرب المثل چینی است میگه : تا ایران هست بازیافت چرا ؟! (یادش بخیرمهسااینودوست داشت)

*************

*************

شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد!

رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !

*************

*************

چو هرگز نیابی نشانی ز شوی /ز گهواره تا گور دانش بجوی.

ستاد تشویق دختران به درس خواندن

*************

*************

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید/شوهر خوب مگر گیر کسی می آید(خواهر حافظ)

*************

*************

اینایی که همه چیزو رو دسکتاپ سیو می‌کنن

همونایی هستن که از راه می‌رسن

شلوارشونو پرت می‌کنن گوشه‌ی اتاق !(خودمم چون هم دسکتاپم شلوغه هم اتاقم)

*************

*************

حیف نون صبح از خواب بیدار می شه میره نون سنگک بگیره


می بینه شده ۶۰۰ تومن !


می گه :‌ اوه اوه! از اصحاب کهف هم بیشتر خوابیدم !

*************

*************

توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد …..

 زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد

  به ثروت هر آن ابله بی سواد ……

 به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود

*************

************* 

آقای داماد چه کاره هستن؟

 توی شرکت پاکسان کار میکنن

 اونجا کارشون چیه دقیقا

 به سلامت خانواده می اندیشن!

*************

************* 

زن با عصبانیت پای تلفن : “این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!”

 مرد : “عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته

 که از یه انگشتر الماس نشان ش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم

 ما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما

 این انگشتر مال تو میشه عزیزم…؟! “

 زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : ” بله عشقم…”

 مرد : “من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم!”

*************

*************

دیکتاتور کیست !؟

بچه ای است ۲ ساله

که ۲۰ نفر مجبورند به خاطر اون کارتون نگاه کنند!

*************

*************

غضنفر تاکسی سمند می خره

سه تا مسافر سوار می کنه

اولی به مقصد می رسه میگه نگه دار

غضنفر می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. میگه پس بشین

دومی به مقصد می رسه میگه نگه دار

می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. می گه پس بشین

سومی میگه من سمند دارم ، نگه دار

غضنفر میگه پس بگو ترمزش کدومه ؟؟؟!!!

 

بدرود

+ عقیق |

خوب هستین؟خوب خداروشکر!آخر هفتتون چجوریه اونم خوبه؟بازم خداروشکر!

منم خوبم فرداهم امتحان زبان دارم!حوصلم سر رفت گفتم بیام آپ کنم!ببخشید انقدر دیر به دیر آپ میکنم قول میدم بعد از امتحانا جبران کنم!راستی آهنگ جاستینا رو شنیدید؟خیلی قشنگ منو عاطفه عاشق این اهنگیم!متنش و پپیدا نکردم براتون بذارم حوصله لینک دانلود گذاشتنم ندارم!!!!!!!!راستی بچه ها یه سوال ازتون دارم که باید بیان و تو نظر ها جواب بدین اگرنظر خصوصی بدین خیلی بهتره چون برای 24 میخوام یه پست فقط راجب همین بذارم !آهان راستی یادم رفت بگم 24 توی وبلاگ جشن داریم!!!!!!پس اگه می شه دیگه تا 24 برام نظر بذارین و بگین برنامتون برای تابستون چیه!مرسی!خوب از اینا بگذریم می خوام امروز براتون کلی جمله بذارم!

.

.

.

.

.

.


.اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد

باور محال بودنش را عوض کن . . .

..................................................................................

 

ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .

....................................................................................

خوبی بادبادک اینه که

می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده

ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده . . .

 

………………………………………………………………..

انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛

بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .

 

………………………………………………………………..

زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست ، همیشه باور داشته باش

لایق بهترین هایی . . .

 

………………………………………………………………..

اگر مایلید پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم . . .

 

………………………………………………………………..

پیروزی یعنی :

توانایی رفتن از یک شکست ، به شکستی دیگر

بدون از دست دادن اشتیاق . . .

 

………………………………………………………………..

کسی باش که عمری با تو بودن ، یک لحظه ، و لحظه ای بی تو بودن ، یک عمر باشد . . .


اینم از جمله ها امیدوارم خوشتون اومده باشه!خوب دیگه من باید برم پس یادتون نره جواب سوالم رو حتما تا 24بدین وحتما برین آهنگ جاستینا رو دانلود کنید!آخر هفته خوبی رو براتون آرزو میکنم

تا آپ دیگه بدرود

+ عقیق |

عقیقم

دیگه واقعا دلم پوسید ،گرفت از این همه گلایه و ناراحتی و غم و..................احساس میکنم دیگه اون عقیق گذشته نیستم احساس میکنم روحیم و خیلی از دست دادم!!!!من الان توی این سن باید دنیا تو دستام باشه اصلا من نباید رو زمین بند باشم!پس چرا اینجوریم؟امروز به یه نتیجه ایی رسیدم :اگر الان من ناراحتم و احساس میکنم روحیه خوبی ندارم مقصرخودمم خودم یه کاری میکنم ناراحت باشم وگرنه اگر خودم نخوام نمیتونه هیچ کس و هیچ چیز ناراحتم کنه!احساس میکنم زیادی برای خودم مشغله درست کردم اصلا نمیخوام بگم انسان باید بی خیال باشه ها!اصلا اتفاقا من انسانی که متوجه نباشه داره در پیرامونش چی میگذره رو اصلا قبول ندارم!ولی بعضی وقت ها میبینی زیادی غرق یک سری موضوعات شدی که این اصلا خوب نیست!با خودم از امروز به بعد تصمیم گرفتم یکم راحت تر بگیرم زندگی رو مطمئنم حالم خیلی بهتر می شه!البته بعضی وقت ها هست که خودت اصلا دوست نداری ناراحت باشی  ولی یک سری مسائل نمیذارن ولی باز اینجا هم برمیگرده به درون انسان!اصلا نمیخوام شعار بدم چون از شعار دادن اصلا خوشم نمیاد،پس امیدوارم دوستان این مطلب من رو پایه شعار دادن نگذارن!واقعا نمیدونم میتونم کمی زندگی رو ساده تر بگیرم یانه!!!!!!میتونم این مشغله هایی که برای خودم درست کردم رو کم تر کنم یانه!چون حرف زدن خیلی قشنگه ولی در عمل یک چیز دیگه است!

ودر آخر به افکار بزرگ فکر کن ، اما از شادی های کوچک لذت ببر.

+ عقیق |

یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد

یکی را دوست دارم همون کسی که شب وروز به یادش هستم

ولحظات سرد زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم!

کسی را دوست دارم که میدانم هیچ گاه به او نخواهم رسید

وهیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم!

یکی را دوست دارم، بیشتر از هر کسی،

همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد!

یکی را دوست دارم،که میدانم او دیگر برایم یکی نیست،

او برایم یک دنیاست

یکی را برای همیشه دوست دارم،

کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا!

کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه

از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم

یکی را تا ابد دوست دارم،

کسی که هیچ گاه درد دلم را نفهمید و ندانست که

او در این دنیا تنها کسی است که در دلم نشسته است

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم،

کسی که نگاه عاشقانه مرا ندید

و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود

اری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم،

کسی که لحظه ای به پشت سرش

نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم

کسی را دوست دارم که برای من بهترین است،

از بی وفایی هایش که بگذرم

برای من عزیزترین است!

یکی را با همین قلب شکسته ام،

با تمام احساساتم،بی بهانه دوست دارم!

کسی که با وجود این که قلبم راشکست،

اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد!

یکی رادوست دارم

با این که این دوست داشتن دیوانگیست اما.................

                 من دیوانه وار تنها او را دوست دارم!            

+ عقیق |

دلم اندازه یه دنیا گرفته!دوست دارم فقط گریه کنم!نا خودآگاه اشکام و میبینم که رو گونه هامن!احساس میکنم بغضی تو گلومه که نمیذاره نفس بکشم!حتی آهنگ گوش دادن هم دیگه حالمو خوب نمیکنه!ادیگه حتی نمیتونم شعر بگم!نیت کردم حافظ گرفتم این دراومد

تا نسوزی تو نیابی زغم عشق خلاص

         آتشی در دل دیوانه/ما افکندی

                    کز هوای توچو کردیم بمهرت/رقاص

                   قیمت گوهر یک دانه/چه دانند عوام

                   حافظا در گرانمایه/مده جز بخواص

                   

+ عقیق |

درود

عقیقم

ببخشید دیر به دیر آپ میکنم آخه خیلی درگیر امتحاناتم!خدا رو شکر تا اینجا رو که تمام امتحاناتم و به جز ریاضیم عالی دادم!(البته ریاضیمم اونقدر بد ندادم)خدا کنه باقیش رو هم خوب بدم!شما چی کار کردین؟امیدوارم تمامتون امتحاناتتون رو عالی بدین برای کنکوری های عزیزم آرزو موفقیت میکنم چون یه ماه بیشتر به امتحان کنکورشون نمونده!از اینا بگذریم امروز دیگه یکم وقت پیدا کردم گفتم بیام براتون متن آهنگ شری رو بذارم خیلی این شعرو دوست دارم!

بــــــرو بــــــــرو  ( شـــــری بیـــــــژن )


من، تنــــــهای تنـــــها ، توی این دنیـــــا

با قلب خستــــــه ، چــــــــه کنم ... !؟

تو، راضی به رفتن ، سرشـــــــــار از آواز

من دلشکسته ، چـــــــــــــه کنم ... !؟

با تو دنیا شـــــاد بــود ، تو اوج دلتنــگی

از تـــــــــــــــــو می خـــــــــــــــــــــوندم

بی تو از دنیــــــــــــــــــــا و رسم زندگی

به مـــــــــرگـــ محـــــــــــــــــــــــــــکومم

بـــــــرو بـــــــرو دیگه تا عشقت بمیـــره

بــــــــرو بـــــــــرو تا دلم آروم بگیــــــــره

بــــــــرو بـــــــــرو  ،  بــــــــرو بــــــــــــرو ...

 

من، در خوابم انــــــگار ، عشق و غرورم

در دل شکسته ، چــــــــــه کنم ... !؟

تو، سرمست و مغــرور، سرشار از انکار

با قفل بسته ، چـــــــــــــه کنم ... !؟

چشــــــــــــــمام از فرط کم ســــــویی

دیگه نمی تــــــــونه ببــــــــــــــــــــــاره

عـــاشقتم اما ، عشــــق و عـــاشقی

با تو دیـــــــــــــگه محــــــــــــــــــــــاله ...

بـــــرو بـــــرو دیگه تا عشقت بمیــــره

بـــــــرو بـــــرو تا دلم آروم بگیــــــــــره

بـــــــرو بـــــــــــرو  ،  بـــــرو بــــــــــرو ...

........................................................................................................................................
وای خیلی این شعرو دوست دارم امید وارم که شما هم خوشتون اومده باشه!
خوب دیگه من باید برم!بازم برای همتون آروز موفقیت میکنم وامید وارم تمام امتحاناتون رو به خوبی پشت سر بگذارید!

تا آپ دیگه خدانگهدار

+ عقیق |

عقیقم

وای که چه قدر پنجشنبه روز خوبی بود !بذارین براتون از اول تعریف کنم!چهارشنبه شب که اصلا عاطفه نذاشت بخوابم حدود ساعت 3یا 4صبح بود خوابیدم!برای همینم تصمیم گرفتم باهاش نرم اوردو ولی  صبح ساعت 7 بیدارم کرد منم نتونستم بهش بگم نه نمیام!خلاصه حاضر شدیم و رفتیم دم باشگاه کلی آدم اونجا بود  که من اصلا نمیشناختم ولی خوب آشنا شدن باهاشون کار سختی نبود خیلی زود با همشون آشنا شدم قرار بود بریم ورده جای خییلی قشنگی بود راستش تا حالا اونجا نرفته بودم تقریبا شبیه به جاده شمال بود و دورتا دورش یک رود خونه بود و جنگل که اون جنگل یه اردوگاه بود!خلاصه منو عاطفه رفتیم نشستیم تو اتوبوس یه عالمه وسایل بود که باید میووردیم تو اوتبوس که این وسایل شامل:سیخ،چادر،زیر انداز،توپ،زغال و....از اینجور چیزا میشد!از اونورم دوستای پارسالم که باهم توی کلاس والیبال آشنا شده بودیم اومده بودن که الان کلاس فوتسال میرن!اسم یکیشونم عاطفه است هرکی میگفت عاطفه عاطفه ما برمیگشت میگفت بله!!!!!!!!!!خلاصه که رفتیم منو عاطفه(دوستم)وفاطمه وزهرا نشستیم پشت!وسط راه ضبط اتوبوس خراب شد و به ناچار خودمون خوندیم اونجا یه خانمی بود به نام آزاده که اونم همراهیمون میکرد!خلاصه که من شده بودم خواندشون !هر آهنگی که میگفتن قدیمی جدید حفظ بودم وای خودم نمیدونستم انقدر شعر حفظم خلاصه که دیگه آخرش خسته شدم و رفتم جلو پیش عاطفه(خواهرم) نشستم و یکم از طبیعت لذت بردم!وقتی رسیدیم هرکی یه چیزی برداشت و برددم رودخونه که رسیدیم توپمون افتاد تورودخونه و آب بردتش!!!!!!!!خلاصه که منو دوستامرفتیم توی آب انقدرهم جریان آب شدید بود هر لحظه امکان داشت با اب بریم خلاصه کلا خیلی خوش گذشت تازه یه چیز جدیدی که کشف کردم این بود که من به شدت از ازتفاع میترسم آخه با بچه ها رفتیم یکم قدم بزنیم همینجوری داشتیم میرفتیم دیدیم رودخونه ایی که اونور هست یه پل چوبی روشه بچه ها گفتن بیاین ردشیم ازش خلاصه دونه دونه از رو پل رد شدییم زمانی که نوبت به من رسید داشتم سکته میکردم حالا از رو پل رد شدم باید برگردم مگه میتونم!!!!!ابا هزار تا بدبختی اومدم دوباره از روی پل رد شدم آخه پل خیلی خطر ناک بود هر لحظه امکان ریختن داشت تازه خیلی هم ارتفاش تا رودخونه زیاد بود!دیگه وقت ناهار رسید و رفتیم نشستیم ناهار بخوریم کلی هم سر سفر سر به سر داداش عاطفه(دوستم)گذاشتم  بچه است اول راهنمایی ولی خیلی بانمک بود از اینا بگذریم غذامون که تموم شد تازه معلم خواهرم با عاطفه(دوستم)مسابقه کثیف خوری گذاشتن وای باید بودین و میدیدین چه جوری عاطفه غذامیخورد خدا رو شکر که من غذام تموم شده بود وگرنه مطمئن بودم حالم بد میشد!!!از اینا که بگذریم بعد از غذا منو عاطفه(دوستم) رفتیم دم رودخونه گوجه سبزا رو بشوریم که واقعا اگر کسی میدونست که به چه شکلی ما اینا روشستیم مطمئنم لب به اون گوجه سبزا نمیزد!!!!!!!!!بعدش منو بچه ها رفتیم بیرون از اردوگاه که یه امام زاده بود یه دوری زدیم و برگشتیم!دوباره بچه ها رفتن اون ور رود خونه آب  بازی کنن ولی منو عاطفه(خواهرم)با مهدی و یاور به ترتیب داداش عاطفه و فاطمه رفتیم کلی سنگ خوش گل جمع کردیم که عاطفه(خواهرم) دیروز کلی با اون سنگا گردن بند درست کرد!!!!!خلاصه صدامون کردن بریم هندونه بخوریم!هندونه خوردیم و من رفتم یکم با فاطمه والیبال بازی کردم و خلاصه شد ساعت 7 دیگه کم کم وساایلمون وجمع کردیم و اومدیم! تویه اتوبوسم که وای سر دوتا تیم پرسپلیس و استقلال چه کل کلی بود تا دم خونه یاور سر همرو خوردیاور 1 سال از خودم بزرگ تره!ساعت9 بود که دیگه رسیدیم من که رفتم خونه واقعا بی هوش شدم!راستی یادم رفت بگم اونجا هم کلی عکس انداختیم!امیدوارم سرتون و درد نیورده باشم!

تا آپ بعدی بدرود

+ عقیق |

عقیقم

من اومدم!!!!!! دستم بهتر شده ولی اصلا وقت نداشتم آپ کنم  ولی الان یه دوش گرفتم سرمم یکم خلوت تر شد گفتم بیام یکم بنویسم!امروز بعد از ظهرنشسته بودم داشتم با مامانم اینا صحبت میکردم یهو  دلم بد گرفت اصلا یه دفعه عصبی شدم نمیدونم چرا بی دلیل!گفتم شاید چون آخر هفته اینجوری ولی خوب امروز 4 شنبه است تازه!خلاصه که هیچی یه کوچولو با مریم با اسکایپ صحبت کردم پاشدم رفتم حمام!حالم خیلی بهتره اصلا نمیدونم دلم یهو بعد از ظهر گرفت!ولی دیگه مهم نیست مهم اینه که الان خوبم و دارم مینویسم!آهان راستی فردا باشگاه عاطفه اینا می خوان ببرنشون فضای سبز نمیدونم کجا فوتبال بازی کنن عاطفه بهم گفت منم برم خلاصه مثل اینکه فردا باید ساعت 6 صبح پاشم یه روز تعطیلیم داریم باید ساعت 6 پاشیم ولی عوضش خیلی خوش میگذره من خیلی وقته فوت بال بازی نکردم!راستی باید شنبه هم بریم مدرسه تازه امتحانم داریم ولی با هزار تا خواهش و از این چیزا یک شنبه رو تعطیل کردیم اولین امتحانموننم روز دوشنبه است !راستی یه جمله قشنگ!

زندگي هنر نقاشي بدون پاك كن است طوري زندگي كن كه حسرت داشتن پاك كن را نخوري
 
راستی قالب جدیدم خوبه؟خودم خیلی دوستش دارم به این هوای گرم خیلی میاد!یه جورایی تابستونیه!!!
نظر نشه فراموش
تا آپ بعدی که معلوم نیست کیه بدرود

+ عقیق |

عقیقم

وای دست چپم به شدت درد میکنه!آخه دیروز رفتم با مریم اسکیت بازی کنم همینجور داشتیم بازی میکردیم سرعت منم خیلی زیاد بود بعد یه پیکانی داشت میومد من اومدم بپرم اینور یهو پریدم با شدت افتادم زمین اصلا نمیتونم دستم و تکون بدم بعد از اون ورم دوتا آقا پسر داشتن رد میشدن داشتم به مریم میگفتم که خیلی کم پیدا می شه پسری ببینه دختری اوفتاده و نخنده !!!!! البته برام اصلا مهم نبود اگرهم میخندین !ولی خیلی بداوفتادم زمین خلاصه که هیچی ولی بازم پاشدم خیلی کول دوساععت دیگه بازی کردم!از اینا بگذریم نزدیک روز مادر برای مامانم هنوز هیچی نخریدم البته یه شعر گفتم براشا ولی خوب این شعررو باید بذارم رویه کادو بهش بدم می خوام برم براش کتاب بخرم چون فکر کنم برای مامانم بهترین هدیه کتاب باشه خودمم کتابو بیشتر دوست دارم تا چیزای دیگه!حالا از اینا بگذریم شرمنده دیگه دستم خیلی درد میکنه نمیتونم بیشتر از این تایپ کنم

نظر یادتون نره

تا آپ بعدی بدرود

+ عقیق |

عقیقم

اتفاق مهمی که نیوفتاده همچنان عصبی از دست شرکت گوگل و فهمیدن نمره های درخشان ،و کل کل کردن سر درس با مامانم و اینکه یه هفته مونده تا امتحانات خرداد و امسال!!!!!!!!!

اصلا باورم نمی شه که امسالم تموم شد  میتونم بگم سال خوبی بود ولی خوب توی این سال یک سری اتفاقاتی افتاد که واقعا از مخیلم دور بود برای مثال مرگ پدر بزرگم....خوب این یک اتفاق خیلی بد بود ولی خوب اتفاقات خیلی خوبی هم برام افتاد که حالا بگذریم!!!!!داشتم میگفتم که واقعا خیلی زود گذشت دلم براای هم کلاسی هام که امکان داره تابستون نبینمشون تنگ می شه دلم برای حیاط مدرسمون،برگه های تقلب،سر صف واستادن و حرف ززدن بادوستا! برای خط خطی کردن روی میز برای اون روزا که با جون و دل درس گوش میدادیم برای نمره های خوبمون و همچنین استرس نمره بد برای تک تک معلمام که واقعا با تمام سخت گیری ها و تضعیف روحیه هایی که میکردن ولی دوستای خوبی برامون بودن دلم برای تمام زنگ هایی که سروصدا کردم یا یه جا آروم میشستم جوری که معلمام متعجب می شدن تنگ می شه..........برای شعر خوندنامون زنگ تفریح برای دیوونه بازی تک تک بچه ها.........وای گریم گرفت ای بابا!!!!!!!!!!!نه تورو خدا میبینین چه جوری حرف زدم؟انگار مثلا دارم دکترا میگیرم دیگه درسم تموم شده دارم یاد زمان گذشته میکنم!!!!!!!!!(بازم جو الکی من و گرفت)ولی خوب 3 ماه این کارارو نمیکنم دیگه دلم تنگ می شه بعدم مگه چند بار سال سوم وحال وهوای سوم تکرار میشه؟خلاصه که دیگه قضیه داره خیلی احساسی می شه منم خوشم نمیاد از این بحث بیاین بیرون!!!!

امیدوارم تمامتون امتحانای خردادو خوب بدین برای منم خیلی دعا کنین!

دیگه حرفی نمونده فقط باید بگم شاید چند وقت آپ نکنم دقت داشته باشید*شاید*

مید خوام براتون یه شعر زیبا در باره دوران دبستان بذارم که فکر کنم خاطراتمون و برامون خیلی زنده میکنن پس حتما بخونیدش

.

.

.

..

.

.

.

.



خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درس‌های سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
.
.
.
.
درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مکارو دزد دشت وباغ

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است


کاکلی گنجشککی با هوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید

تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پرازتصمیم کبری میشدیم

پاک کن هایی زپاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ

همکلاسی‌های من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی‌های درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار

بچه‌های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم


یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ‌ها که بودش روی دوش

ای معلم یاد و هم نامت بخیر
یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی‌ترین احساس من
بازگرد این مشق‌ها را خط بزن

نظر یادتون نره 
بدرود

+ عقیق |

عقیقم

بچه ها واقعا عصابم خورده مطمئنامیدونین که روی گوگل من (نقشه گوگل) اسم خلیج فارس نیست واین موضوع واقعا جای ناراحتی داره واقعا باید چی کار کرد؟چه جوری میتونیم باشرکت گوگل صحبت کنیم و دلیلشو ازشون بپرسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واقعا الان انقدر عصبیم که هیچ کس نمیتونه نزدیکم بشه!!!!!

((خدا آزادی را آفرید و بشر بندگی را))

نظر فراموشتون نشه

بدرود

+ عقیق |

عقیقم

روز خیلی معمولی بود وتا حدودی کسل کننده!!!!!!!!اومدم پیش مریم دارم با کامی مریم آپ میکنم کامی خودم داغون شده پر ویروسه!!!!!!!!

+ عقیق |

وای هرچی از  امروز بگم کم گفتم! دیشب تا ساعت 1:30 بیدارم بودم فرداشم امحان میان ترم علوم داشتیم!صبح ساعت 7:15 مامانم از محل کارش به گوشیم زنگ زد تا بیدارم کنه!بیدار که شدم از جام بلند شدم یک سر گیجه ای داشتم که نمیتونستم راه برم اصلا یهوضعی بود از سرگیجه شدید حالت تهوع گرفتم وای مرگ و به چشمام دیدم حالا عاطفه هم خوابیده مگه می شه موقعیی که اون خواب بیدارش کرد؟انقدر حالم بدبود که نشستم گریه کردم حالا اصلانم نمیشه نرم مدرسه چون حتما حتما باید امتحانم و میدادم به مامانم زنگ زدم کلی پشت تلفن گریه کردم مامانم میگه برو از یخچال یه موز بردار بخورتا من بیام باور کنین انقدرحالم بد بود که تا دم یخچالم نمیتونستم برم!!!!!!خلاصه مامانم خودش و رسوندخونه بهم موز دادو چایی نبات مامانم گفت نمیخواد بری مدرسه برو بگیر بخواب ولی من قبول نکردم گفتم امتحان دارم باید برم حتی اگی بمیرمم باید این امتحان و بدم خلاصه مامانم رسوندتم جلو مدرسه خودشم اومد داخل رفتم سر کلاسم برگم و گرفته نشسته به حل کردن خدا این معلم حرفمونم خیر بده انقدر گذاشت تقلب کنیم خلاصه هیچی برگم و دادم اومدم مامانم جلو دفتر بود تا مامانم و دیدم یاد یه سوالی افتادم که یادم رفته بود جوابشو بدم با اون حال بدم دوییدم سمت خانم ببخششی(معلم حرفه)برگموم و ازش گرفت نشستم توی دفتر معلما جواب دادم!خلاصه که دیگه بعد از اینکه دیگه برگم و این سری جدی دادم با مامانم اومدم خونه مامانم گفت برو یکم استراحت کن باور کنین بی هوش شدم تا همین الان الانم که پاشدم عاطفه کلی بوسم کرد وشرمنده شد از این که از خواب بیدار نشده و از اینجور حرفا!!از اینا بگذریم خیلی خیالم راحته که امتحانم و دادم وگرنه فکر کنم میمردم هینجوری با حال بدم ولی هنوزم سرگیجه خیلی بدی دارم!حالا خدا رو شکر فردا و پس فردا تعطیلم میتونم یکم استراحت کنم ولی خوب بازم بایدانگیلیسی بخونم امتحان داریم!!!!!!!وای خدا من چه قدر بدبختم واقعا باید عنوان مطلب و میذاشتم دنیای که مثل چرخ و فلک میمونه چونه الان دقیقا دنیا برای من اینجوری داره دور سرم میچرخه!واقعا امیدوارم زود تر خوب  بشم من نمیدونم چرا تو این ماه انقدر مریض شدم!!!!!!!!!میدونم خیلی حرف زدم واقعا ببخشد فقط خواهش میکنم برای امتحاناتم دعا کنین !

میخوام یه جمله بنویسم که واقعا دوست دارمش!

پی نوشت:کلی با عاطفه رفتیم اسکیت بازی کردیم خیلی خوش گذشت!!!!!!


 گاهی وقتا نقابتو بردار حداقل وقتی که با آینه تنهایی.


+ عقیق |

عقیقم!

امروز  قرار بود ساعت 10:30 بیایم خونه رفتم مدرسه زنگ اول دبیر زبانمون اومد سر کلاس تا ساعت 9 زدیم و رقصیدیم وخوندیم!ساعت 9 رفتیم مدرسه الزهرا مدرسه دبیرستان بغلیمون مریم و دیدم و فیلم هندی شد و خلاصه که برنامه شروع شد و نشستیم اول دکلمه کردن و بعد یه عده از بچه ها اومدن مسابقه مشعاره بود که منو سونیا عصابمون به شدت خورد شد برای اینکه خانم سلیمانی بهمون نگفته بود که مشعاره می خوان برگذار کنن خوب البته اصلا از کلاس سومی نبودن حالا قراره فردا که انشا داریم یه برخوردی بکنیم باهاش!(برخورد!!!!!!!!!!!!!!!!!!)خلاصه بعدشم که خواهر یکی از دوستامون اومد سنتور زدو خلاصه نوبت به کادو رسدین رسد که چه جو الکی میدادن دوتا مدرسه انگار کل کل بود بین بچه های دوتا مدرسه خودشون و کشتن برای معلماشون این دبیرستانیا ما هم کم دشتیم دیگه کم مونده بود موج مکزیکی بزنیم اون وسط (البته بگما یه عده این کارو هم کردن)خلاصه فقط من عاشق این گروه سرود دبیرستانیا بودم که اهنگ بود فقط تو دلشونن شعرشو میخوندن!از اینا بگذریم دیگه تا چشم به هم زدیم ساعت شد 10:30واومدیم بریم خونه مهدیه خنگ گفت بیا زنگ آیفون مدرسه رو بزنیم در بریم نمیدونید چه جوری خودمونو به ایفون رسوندیم زنگ زدیم تا اومدیم در بریم فهمیدیم کلا زنگش خرابه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!وای تا حالا تو عمرم انقدر ضایع نشده بودم!از این حرفا بگذریم کلا روز خوبی بود ولی خوقب من قردا امتحان میان ترم علوم دارم و 3فصل بیشتر نخودم!!!!!!!!!!!باورم نمی شه انقدر کول پشت کامپیوترم نشستم و دارم خاطره مینویسم بع از اون ور امتحان میان ترم علوم دارم!!!!!!!!!!!!!من برم دیگه که خیلی دیرهنظر یادتون نره تا آپ بعدی خداحافظ

+ عقیق |

عقیقم

بچه ها یه مطلب جالب خوندم گفتم حتما برای شما بذارم زیاد تر از این وقتتون رو نمیگیرم حتما این مطلب و بخونین

.

.

.

.

.

.

در سيسيلي ( Sicily ) ايتاليا در زير زمين صومعه ايي سرزمين مردگان قرار دارد! در اينجا ميتوان جسد موميائي 8000 نفر را با لباسهای فاخرشان پيدا کرد. ثروتمندان Palermo ( بخشي از سيسيلي ) نزديکان خود را بين سالهای 1599 ميلادی تا 1920 ميلادی تحويل اين صعومعه ميدادند و متصديان صعومه آنها را در قفسه ها قرار ميدادند و يا اينکه بصورت ايستاده به قلابهايي وصل ميکردند.

معروفترين و عجيب ترين جسدی که در اين صومعه قرار داده شده است جسد دختر بچه ی 2 ساله ای بنام Rosalia Lombardo که در سال 1920 تحويل اين صومعه داده شده است. جسد اين دختر بچه در تابوتي قرار داده شده که در آن شيشه ايست! زمانيکه به اين دختر بچه خيره ميشوی مثل اين مي ماند که او به خواب شيريني رفته است! چهره ی او بعد از 88 سال همچنان طبيعي باقي مانده است.


جسد موميايي Rosalia Lombardo بعد از 88 سال همچنان طبيعي بنظر ميرسد


جسد موميايي Rosalia Lombardo


جسد مومیايي راهب Antonio Prestigiacomo جزء معدود اجسادی ميباشد که پوست و چشم و موهايش همچنان باقيست


جسد موميايي مردی که آنچنان بنظر ميرسد که موقع موميايي کردن فرياد ميکشيده است


جسد کشيشي را مشاهده ميکنيد که لباسهای او به خوبي باقي مانده است


زيرزمين اين صومعه به پنج راهرو تقسيم شده است! بخش مردان، بخش زنان، بخش کشيشان، بخش راهبان و بخشي برای انسانهای خاص چون ارتشدارن، پروفسورها و وکلا .... در بخش زنان قسمتي را نيز به دختران باکره اختصاص داده بودند که در بالا تصويری را از چهار دختر باکره در کنار يک صليب مشاهده ميکنيد.


جسد يک زن با يک دختر بچه در کنارش


جسد يک افسر فرانسوی بنام Enea Di Giuliano که در سال 1848 مرده است


تصويری از جس


اجساد دو بچه که روی يک صندلي نشستن


تصويری از جسد يک مرد


تصويری از بخش مردان


تصويری از بخش معلمين


تصويری از بخش کشيشها


تصويری از بخش زنان


بخش انسانهای خاص چون دانشمندان و دولتمردان


تصويری از جسد سفير آمريکا Giovanni Paterniti که در سال 1911 مرده است


تصويری از جسد Brother Silvestro که قديمترين جسدی هست که در اين صومعه قرار داده شد

.

.وای بچه ها دیدین دختر بچه  چه قد ناز بود؟آخی!

خوب نظر یادتون نره

تا آپ بعدی خدا حافظ

+ عقیق |

امروز امتحان تاریخ داشتم دیشب تا ساعت 1 داشتم میخوندم !امتحانشو خوب دادم!ولی فردا 10:30 تعطیل می شیم به علت اینکه شورای معلم توی مدرسه ما جلسه دارن و همچنین روز معلمه!از مدرسه بگذریم!بااینکه همین یه ربع پیش با عاطفه دعوا کردم ولی خیلی خوش حالم و اصلانم ناراحت نیستم!تازه بازم با عاطفه حرف زدم من قد!اصلا نمیدونم افتاب امروز از کدوم طرف دارومده مهربون شدم!البته من همیشه مهربون بودما ولی با عاطفه که دعوام می شد خیلی عصیبی می شدم تا دوساعت کسی نزدیک من نمی شد!به هر حال خودمم حوصلم سر میره با عاطفه دعوا نکنم راستشو بخواین!!!!!!!!!!!!!!امروز راستی رفته بودم سر کلاس اولا ساکتشون کنم دبی.ر نداشتن یاد سال اول خودم افتادم!خیلی بامزه و باحالن!!!!!!!!!

اشک بهترین پدیده ی دنیاست ولی تا زیباترین چیزهارو از آدم نگیره خودشو نشون نمیده...


+ عقیق |